پایگاه اطلاع رسانی باغملک

کد خبر : 81590

حضرت فاطمه زهرا(س) با الهام از تربیت پدر و عنایات الهی، زمینه جذب همه کمالات را به حد اعلی در ضمیر پاک خود پدید آورد و در آسمان محبوب خدا و در زمین رهبر و پیشوای زنان عالم شد.

  فاطمه(س) حجت خدا بر ائمه است

امروز سالروز شهادت بزرگ بانوی جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) است. این بانوی عظیم الشأن علی رغم داشتن مقام و منزلت و مایه های بزرگی چون دختر پیامبر، همسر ولایت و مادر امامت، به بیان حدیثی از امام حسن عسکری(ع) عصمت الله الکبری و حجه الله علی حجج است. در ادامه در گفتگو با اساتید حوزه و دانشگاه مقام علمی و اخلاقی این بانوی بزرگ بیان می شود تا قطره ای باشد از دریای فضائل فاطمی. همچنین در این مجال به بیان پرسشی در مورد علت مخفی بودن قبر حضرت زهرا(س) می پردازیم.

چرا قبر حضرت زهرا مخفی است؟

حجت الاسلام احمد عابدی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا قبر حضرتا زهرا(س) پنهان است؟  گفت: قبر امیرالمومنین(ع) تقریبا یک قرن پنهان بود اما قبر حضرت زهرا ۱۴ قرن است که پنهان است. امام زمان هم غایب و پنهان است. شاید کسی گمان کند که علت اینکه قبر حضرت زهرا مخفی است این است که حضرت زهرا بر ابوبکر غضب کرد و برای اینکه این غضب معلوم باشد و در تاریخ بماند که حضرت زهرا از دست اینها ناراحت بود، قبر ایشان نیز پنهان است.

در صحیح بخاری هم هست که حضرت زهرا فرمود خدایا شاهد باش اینها مرا اذیت کردند. البته سنی ها می گویند اولی و دومی بعدا حلالیت طلبیدند. این در حالی است که دلیلی نداریم که حضرت آنها را حلال کرده باشد و یا آنها توبه کرده باشند.

وی ادامه داد: در صحیح بخاری هم هست که حضرت زهرا فرمود خدایا شاهد باش اینها مرا اذیت کردند. البته سنی ها می گویند اولی و دومی بعدا حلالیت طلبیدند. این در حالی است که دلیلی نداریم که حضرت آنها را حلال کرده باشد و یا آنها توبه کرده باشند.

وی افزود: شاید علت مخفی بودن قبر این است که مردم بفهمند حضرت زهرا از دست اینها ناراحت بوده است. ولی اگر این امر، علت مخفی بودن باشد باید بعداً روشن شود و باید ائمه بعدی قبر حضرت زهرا را مشخص می کردند مثل قبر امیرالمومنین. چون الان که ابوبکر و عمر وجود ندارند. آن موقع باید پنهان می بود که این مسئله در تاریخ بماند مثل امیرالمومنین که قبرشان مخفی بود برای اینکه خوراج نروند آن را نبش قبر کنند. الان قبر مشخص است ولی این هم در تاریخ این ماند که امیرالمومینن از دست خوارج امنیت نداشت.

حجت الاسلام عابدی گفت: این یک احتمال است. احتمال دوم هم این است که این مسئله از اسرار الهی است و ما سر آن را نمی دانیم که چرا قبر حضرت زهرا مخفی است. سری است که خدا می داند و به عقل ما هم نمی رسد.

وی ادامه داد: یک احتمال دیگر هم این است. حضرت یوسف(ع) مدتی غایب شد. چه اینکه در چاه افتاد و چه اینکه بعد از چاه در مصر بود و پدر و برادرانش نمی دانستند. علت غایب شدن حضرت یوسف را عرض می کنم که شاید مخفی بودن قبر حضرت زهرا و یا امام زمان(عج) هم از همین حیث باشد.

وی گفت: در کتاب علل الشرایع صدوق صفحه ۴۵ نقل می کند که ابوحزه ثمالی می گوید نماز صبح جمعه ای را همراه با امام سجاد به جماعت خواندیم و حضرت وقتی نماز و تعقیبات آن را خواند، بلند شدند تا به منزل بروند و من هم به دنبال ایشان رفتم. حضرت، کنیزی به نام سکینه داشت که به وی فرمودند کسی از در خانه من رد نشود مگر اینکه به او غذا بدهید. من به امام گفتم که خیلی از کسانی که گدایی می کنند مستحق نیستند. امام به من فرمود می ترسم که در میان آنها کسی مستحق باشد و به او غذا نداده باشیم و در آن صورت آنچه که به سر یعقوب آمد به سر ما هم بیاید. لذا هر کسی را دیدید غذا بدهید.

وی افزود: این داستان خیلی مفصل است. که این داستان چند روز طول می کشد برای ابوحمزه تعریف کند.

احمد عابدی ادامه داد: امام سجاد می فرماید حضرت یعقوب هر روز یک گوسفند می کشتند که یک مقداری از آن را خود تناول می کردند و بقیه را به فقرا می دادند. یک روز گوسفندی را کشتند که مقداری را به فقرا دادند و مقدار دیگری را در حال پختن بودند که خود بخورند. یعنی سهم فقرا داده بودند. فقیری که فرد متدینی بود و روزه هم بوده است به در خانه حضرت یعقوب می آید و آنها در پاسخ او می گویند ما سهم فقرا را داده ایم و هیچ به او نمی دهند. او روزه بوده و هیچ برای خوردن پیدا نمی کند و فردا هم روزه می گیرد. دل او می شکند که خدایا من به در خانه پیامبر تو رفتم و چیزی به من داده نشد. همان شبی که این فرد به در خانه یعقوب رفت و چیزی به او ندادند، همان شبی بود که حضرت یوسف(ع) آن خواب را دید که «إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ» صبح بلند شد و خواب را تعریف کرد که حضرت یعقوب فهمید و گفت بلای بزرگی برای ما نازل خواهد شد. حضرت یعقوب خود این را فهمید که علت این خواب یوسف همان فقیری است که دیروز رد شد.

وی گفت: بعد از آن بلا یکی پس از دیگری بر سر آنها آمد تا اینکه یوسف گم شد. این حدیث می گوید علت غائب شدن یوسف این بود که به فقیر چیزی داده نشد و دل فقیر شکست.

عابدی ادامه داد: در حدیث آمده که چرا یعقوب اینقدر گریه می کرد؟ می گوید گریه فقط برای فراق یوسف نبود. یعقوب از این خواب و گم شدن یوسف فهمید که خدا غضب کرده که چرا فقیری را رد کردید و بر این غضب خدا می گریست. وقتی یوسف پیراهنش را داد و گفت این را برای پدر ببرید، یعقوب فهمید که غضب خدا تمام شد و توبه اش قبول شده است. نکته اصلی قصه یوسف همین پیراهن است و اینکه غضب خدا بر می گردد و به رحمت تبدیل می شود.

وی گفت: این حدیث را بخوانید خیلی مفصل است و نکته های جالبی دارد که سند حدیث هم محکم است. احتمال دارد غیبت امام زمان شاید از نوع این جور چیزها باشد. گاهی افرادی رد می شوند و یا دلشان شکسته می شود. احتمال دارد غیبت امام زمان برای این جور گناهان باشد یعنی گناهان خاص. مثل دل شکستن یا رد کردن آدمی که محترم است. لذا نباید هیچ کس را رد کنیم.

وی ادامه داد: شاید علت افتخای قبر حضرت زهرا این جور چیزها باشد. احتمال هم دارد چیز دیگری باشد. مثلا قبر معصومین هر کدام خصوصیتی دارد. ائمه کلهم نور واحد اند ولی زیارت هر کدام از ائمه خصوصیاتی دارد. مثلا گفته می شود کسی که مشکل زندانی و حبس و… دارد قبر امام جواد و کاظمین را زیارت کند و یا برای رفع هم و غم زیارت امام هشتم توصیه شده است. هر کدام از معصومین قبرشان و زیارتشان خصوصیتی دارد که دیگری ندارد.

عابدی گفت: شاید خصوصیت قبر حضرت زهرا این باشد که هر کس بر سر قبر این بزرگورار برود، خدا او را می بخشد و برای اینکه افرادی نباید بخشیده شوند -به این دلیل که اگر آنها به سر قبر صدیقه کبری بروند باید بخشیده شوند- قبر پنهان است که اینها چنین چیزی به دست نیاورند. لذا برای اینکه فردی که مستحق عذاب است بخشیده نشود، قبر حضرت پنهان است. احتمال دارد این جور خصوصیتی در قبر حضرت زهرا وجود داشته باشد که هر کس برای زیارت برود بخشیده شود و چون افراد ظلمه برای اینکه استحقاق بخشیده شدن ندارند، قبر حضرت زهرا مخفی است تا آنها به زیارت نروند.

مادر معنوی محبین حسین(ع)

سیدعادل نادرعلی، نویسنده تفسیر مطلع الانوارو استاد دانشگاه گفت: حضرت فاطمه زهرا(س)، أم ابیها(مادر پدر) دخت خاتم الانبیاء(ص) و مادر أباعبدالله(ع) است، قطعا پیامبر(ص) این صفت و کنیه را به جهت ناز کردن دخت خود نفرموده اند بلکه قصد بیان حقیقت بزرگ را داشته اند و آن اینکه هر ظاهری، باطنی و هر شکلی، شاکله ای و هر مُلکی، ملکوتی دارد و صد البته اصل، شاکله است که قرآن فرموده است «کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَی شَاکِلَتِهِ» بلکه قیامت محل صورت گرفتن شاکله هاست که قرآن فرموده «یَوْمَ تُبْلَی السَّرَائِرُ» شاید به همین دلیل است که فرموده اند اهل بهشت، همه جوان و زیبا هستند؛ هرچند که در دنیا در پیری و ناتوانی جسمی از دنیا رفته باشند و در جهنم حتی یک صورت انسانی وجود ندارد که جهنم محل صورتهای حیوانی است، بلکه گروهی مصداق سنگ و کلوخ هستند که حق فرموده: «وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ».

وی افزود: پدرش یعنی پیامبر(ص)، حبیب الله است یعنی فعیل به معنای مفعول و حبیب به معنای محبوب است و البته در هر محلی صفت مفعولی ظهور کند حتما در محل دیگر صفت فاعلی ظهور خواهد کرد به عنوان مثال اگر به مرده ای بگوئید مقتول است حتما به دنبال قاتل می روید اما اگر بگوئیم سکته کرده و مرده است دیگر به دنبال یافتن صفت اسم فاعلی قاتل در جای دیگر نخواهیم رفت، حال که پیامبر(ص) محبوب است، مُحِب کیست؟ البته مُحِب مضاف الیه است یعنی الله، الله مضاف الیه حبیب است یعنی الله مُحِب است و صد البته مُحِب، مجری اراده محبوب است.

وی ادامه داد: چه مقام عظیمی!، یعنی حق تعالی مجری اراده پیامبر(ص) است و شادی و غم او، شادی و غم حق تعالی می‌شود و این مقام عظیم که از آن خاتم الانیاء(ص) است یعنی پدر فاطمه، به حسین که أباعبدالله(ع) است ارث رسیده است که او وارث تام است و هرچه همه ۱۲۴۰۰۰ پیامبر داشته اند از خلیل الله و صفی الله تا حبیب الله، همه  و همه ارث حسین(ع) شد. احتمالا اباعبدالله(ع)، پسری بنام عبدالله نداشته است که او عاشق پدر بود و همه پسران خود را علی نامید(علی اکبر، علی اوساط، علی اصغر و …) بلکه این کنیه از باب این است که معصومین کلهم نور واحدند، اما هر کدام در زمان خود اسم و صفت خاصی مطابق با موقعیت به نمایش می گذارند. یکی کظم غیظ می کند و می شود امام کاظم(ع)، یکی تقوا به نمایش می گذارد و می‌شود امام تقی(ع) و از جهت مقامات هر کدام رهبری مقامی را به عهده دارند و دیگران آن مقام را از فاتح ذاتی آن مقام ارث می برند.

وی افزود: اباعبدالله(ع) پدر معنوی هر سالکی است که به مقام عبداللهی برسد و اگر پیامبر(ص) فرموده‌اند من عبدالله تام هستم شاید به این معنا باشد که یعنی در عالم معنا من پسر معنوی أباعبدالله هستم، شاید معنای أنا من حسین، همین باشد همان طور که امام زمان أباصالح است و همه کسانی که به مقام صالح که مقام رسیدگان است برسند، پسر معنوی أباصالح می شوند.

نادرعلی گفت: قرآن نقل می کند که ابراهیم پیامبر(ع) در آخر عمر درخواست می کند «رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» یعنی هنوز ابراهیم(ع) از صالحین نیست و درخواست می کند که به این مقام برسد تا أباصالح پدر معنوی او شود و در زمره اصحاب او گردد. همه آنچه گفته شد أم ابیها، اصل آن است به دلیل اینکه در ظاهر و شکل نوه پیامبر را به دنیا می آورد اما در باطن و شاکله پدر خود را می زاید یعنی حسن(ع) و حسین(ع) گرچه در ظاهر نوه های پیامبر هستند اما در باطن همان شاکله جد خود هستند. هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد/دل برد و نهان شد*هر دم به لباس دگر آن یار برآمد/گه پیر و جوان شد.

وی تصریح کرد: معصومین(ع) کلهم نور واحد و اصل آنها أم ابیهاست، اهل بیت(ع) هر کدام بالذات فاتح مقامی هستند و دیگران وارث آن مقام از او هستند و به اقتضای محل و زمان، صفتی را بارزتر از دیگر صفات به نمایش می گذارند. در پایان امیدوارم با محبت به حسین(ع)، جلب توجه أم ابیها(س) کنیم و همان طور که آن بانوی عظیم فرموده اند هر کس به پسرم حسین محبت بورزد، می تواند مرا مادر خطاب کند. چه مقام بلندی است که فاطمه مادر معنوی ما باشد.

تربت یافته پیامبر(ص)

حجت الاسلام والمسلمین علی نصیری رئیس مؤسسه معارف وحی و خرد با بیان اینکه سخن‌گفتن دربارۀ برترین و برگزیده‌ترین بانوی اسلام و جهان، یعنی فاطمۀ صدیقه(س) کاری ساده و آسان نیست، گفت: ایشان بانویی که تجسم زن کامل و تجسد کامل زن است. چه افتخاری از این بالاتر که خداوند در آیۀ «تطهیر» او را در شمار معصومانِ پیراسته‌دامن برشمرد، از او در ماجرای مباهله با عنوان «نسائنا»  تجلیل کرد و با عنوان «کوثر» یاد نمود. چه فوز و فلاحی از این گرانبارتر که فاطمه(س) شایستگی همسری و هم‌کفوی انسان والایی هم‌چون علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) را یافت که همۀ جهانیان در برابر عظمت اندیشه و منش او کرنش کرده‌اند. چه پیروزی از این درخشان‌تر که فاطمه (س) در دامن خود فرزندان پاک و پیراسته‌دامنی هم‌چون حسنین و زینبین را پروراند و انوار پاک اهل‌بیت و حجت‌های الهی(ع) به یُمن او پا به عرصه خاک گذاشتند!

وی افزود: پیامبراکرم (ص) که خود تجسد قرآن بود، با الهام از آیاتی که بر شروع تعلیم و تربیت از خانواده و به‌ویژه فرزندان تأکید دارند، بر تعلیم و تربیت دخترش فاطمه (س) اهتمام ویژه‌ای داشت. به عنوان نمونه در روایات آمده که وقتی امام علی(ع) تلاش جانکاه همسر خود فاطمه در تدبیر امور خانه و زخمی شدن دست او در پی دستاس کردن گندم برای آرد را دید، متأثر و متألم شد و از فاطمه خواست تا نزد پیامبر(ص) رفته و از او بخواهد تا از غنایم جنگی، کنیزی به عنوان خدمتکار خانه در اختیار او بگذارد. پیامبراکرم(ص) در پاسخ به این درخواست دختر خود و به جای هدیه دادن کنیز، هنگامی که نزد آنان آمد تسبیح ویژه ای را که پس از نماز انجام میگیرد، به آنان آموخت که بعدها به تسبیح فاطمه معروف شد که در روایات زیادی آثار و فضایلی برای آن برشمرده شده است.

این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: شخصیت معنوی، اخلاقی و علمی فاطمه و محبوبیت ویژه ای که نزد پیامبراکرم (ص) داشت به گونه‌ای که او را از سایر دختران و همسران آن حضرت متمایز می‌ساخت، بر همه صحابه آشکار بود. از این رو شماری از صحابۀ مشهور بخت خود را آزمودند و هر بار با پاسخ منفی رسول اکرم(ص) و اعلام این که خداوند دربارۀ ازدواج فاطمه فرمان خواهد راند، مواجه شدند. به استناد روایات اهل‌ بیت(ع)، ازدواج میان امام علی(ع) و فاطمه(س) در آسمان و به دست فرشته ای الهی انجام شد. در برخی از روایات این نکته مورد تأکید قرار گرفت که تنها کفو و همتای فاطمه، حضرت امیر(ع)  بود و اگر آن حضرت آفریده نمی‌شد، فاطمه همسری همتا و شایسته نمی داشت.

نصیری در ادامه سخنانش اظهارداشت: پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) شماری خاص از یاران آن حضرت، مسئله امامت و جانشینی پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک منصب الهی را با تخت و تاج شاهی به اشتباه گرفته و خود را برای ربودن امتیاز شاهی محقّ دانستند و مسیر امت اسلامی را تا فراخنای قیامت از جاده مستقیم منحرف ساختند.

وی افزود: فاطمه(س) به فاصله چند روزی پس از وفات پیامبر اکرم، نامهربانی ها و بلکه عداوتها و کینه های  پنهان بسیاری را که برای چنین روزهایی ساعت شماری می‌کردند، با تمام وجود خود شاهد شد. از سویی در سقیفۀ بنی ساعده خلافت را به ابوبکر سپردند، از سویی دیگر فدک را مصادره کردند و از دیگر سو چنان حلقه محاصره علیه اهل بیت(ع) را روز به روز تنگ تر کردند که اهل خانه و سایر صحابۀ متحصن را به آتش زدن خانه تهدید کردند و سرانجام با زور سرنیزه از امام علی(ع) بیعت گرفتند.

آیه تطهیر در مقام عصمت اوست

احمدعلی افتخاری، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بیان کرد: وقتی رسول الله (ص) از دعوت و تبلیغ دین اسلام به خانه بر می گشت، کودکی خاکستر از چهره‌ مبارک پدر می‌زدود و خون از پیشانی‌اش می‌سترد و با دستان پر مهر کودکانه، احساسات قلبی خود را در آغوش پدر نجوی می‌کرد. فضائل دخت پیامبر بیش از آن است که کلمات را یارای بیان باشد.

وی افزود: آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا». در مقام عصمت اوست و در آیه مباهله «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ…». به نظر همه مفسران مراد از واژه نِسَاءنَا در این آیه شریفه فاطمه زهراست و مباهله در شأن او نازل می شود. به اتفاق امامیه سوره «دهر» در ستایش جود و سخای اوست و بهشت پاداش صبر اوست. «وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّهً وَحَرِیرًا » ولی «فاطمه» با همه خصایص منحصر به فرد خود، «فاطمه» است. او با الهام از تربیت پدر و عنایات الهی، زمینه جذب همه کمالات را به حد اعلی در ضمیر پاک خود پدید آورد و در آسمان محبوب خدا و در زمین رهبر و پیشوای زنان عالم شد. در یک کلام می گوییم؛ زهرا جان، «آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری!»

  منبع: شبکه اطلاع رسانی دانا

 

لینک کوتاه مطلب :

معرفی شهرستان