پایگاه اطلاع رسانی باغملک

کد خبر : 82372

حمزه محمدی رکعت؛

مهمترین انتخابات شهری و بزرگترین محک مردم شهرهای ایذه، دهدز و باغملک در حال رقم خوردن است، انتخاباتی که تاکنون عصبیت های طایفه ای عموما و منیت های فردی خصوصا در آن تعیین کننده بوده است.

 

مهمترین انتخابات شهری و بزرگترین محک مردم شهرهای ایذه، دهدز و باغملک در حال رقم خوردن است، انتخاباتی که تاکنون عصبیت های طایفه ای عموما و منیت های فردی خصوصا در آن تعیین کننده بوده است.

از هر طایفه‌ای ده ها تن احساس کرده اند که باید اعلام حضور کنند، احساس کرده اند توانی دارند که دیگران ندارند، احساس کرده اند کارهایی می توانند بکنند که دیگران نتوانسته اند!


خیلی ها درباره تخصص داشتن گفته اند اما بنده تخصص را شرط لازمی می دانم که کافی نیست! یک معلم، یک مهندس، یک بقال، یک کارگر زحمتکش شهرداری، یک استاد دانشگاه، یک پزشک، یک کارمند، یک آقا، یک خانم و… همه می توانند شرکت کنند.

مدرک تحصیلی و دانشگاهی شان حتی در دانشگاهی با رتبه علمی حداقلی هم باشد، مهم هست اما معیار تمام کننده نیست و نباید باشد! مهمترین مسئله اخلاق است همان چیزی که دنیا از نداشتنش رنج می برد.

فردی که تا همین هفته پیش وقتی بیرون می رفت طبیعت را به باد تخریب می گرفت و خم کردن خود در خیابان برای جمع کردن پوست پفک را بر نمی تافت، یا فردی که یک بار در همه محله کسی در خاطرش نیست که مسیر جدولی را هموار کرده باشد، کسی که انتقادات سازنده اش را هیچکس نشنیده است و… در شورای شهر نمی تواند جایگاهی داشته باشد.


برخی افراد توان مدیریت زن و فرزند و خانواده خود را ندارند، چطور می توان از چنین افرادی انتظار خدمات در برنامه ریزی جامع شهری را داشت.


برخی افراد فقط درس خوانده اند و هنوز دستشان با بیل آشنا نشده است. چنین افرادی در واقع برای یافتن شغل به این بخت آزمایی آمده اند.


برخی افراد چنان محیط فکری بسته و محدودی دارند که نمی توانند پذیرای سلایق مختلف مردمی باشند، چنین افرادی چون چند بعدی فکر نمی کنند در تصمیم گیری ها، سایر اعضا را هم با مشکل مواجه می کنند.


برخی افراد بواسطه آقای الف و ب شرکت کرده اند و شخصیت کاملا وابسته ای دارند چنین افرادی موجب تشکیل شورا در سایه می شوند؛ یعنی شورایی که باید منافع آنها را فراهم کند.


همه می دانیم که شورای شهر با دسترسی به منابع مالی و حتی توان کسب درآمد اصلا و ابدا محلی از اعراب ندارد که بگوید ما توی خرج پرسنل و کارگران هم مانده ایم!


براستی اگر کارگران شهرداری و پیمانکارانی که با شهرداری همکاری می کنند به هنگام و بطور برنامه ریزی شده طلبشان را دریافت کنند، آیا این موجب انگیزش نمی شود؟ آیا این موجب خدمت صادقانه تر و مخلصانه تر نمی شود؟


به نظر بنده وقتی شورای شهری از کمبود مشکلات درآمدی خود ناله کند یعنی افراد بی تجربه به شورای شهر راه یافته اند. شورای شهر برای سامان دادن به فضای سبز، پارک‌ها و حتی معابر شهری و… براحتی می تواند خلق ثروت کند.

 

براحتی می تواند ایجاد اشتغال کند، اگر سرانه فضای سبز با وجود شرایط مساعد اقلیمی تا این اندازه پایین است باید یقه تک تک اعضای شورای شهر را چسبید.

 

کم نشنیده و ندیده ایم که فلان عضو شورای شهر بواسطه اعتماد عمومی و جلب آرا برای خود و خانواده اش کیسه دوخته و در هر برنامه مدیریت شهری پیشتر از رونق و رشد شهری بدنبال راه های چپاول می گردد.

 

بدنبال افزایش دارایی خود می گردد و گویی نمی فهمد دارد آتش به خود و تبارش هدیه می کند و نمی خواهد بفهمد که این حرام خواری با مهر ویژه رانت است.
 

بدون تعارف مردم شهرمان هنوز فرسنگ ها تا مدنیت فاصله دارند البته فرهنگ عمومی بسیار ارتقا یافته و برخی معظلات اجتماعی طی دهه اخیر بشدت کاهش داشته است اما باید برای همگام کردن مردم با یک شورای پویا برنامه ریزی کرد و از استعدادهای آموزش و پرورش، دانشگاه و بسیج کمک طلبید.

 

سخت نیست اینکه به مردم ساعت مشخص حمل زباله ها را آموزش داد تا فریاد علمک‌های گاز بلند نشود که کمرم برید و حالم بهم خورد ازاین کیسه بی ریخت زباله که به من آویزان کرده اند!

 

تعامل با سایر سازمان ها و نهادهای دولتی و مردم نهاد از جمله مولفه های یک شورای موفق است. باید نام های بومی و زیبنده ایرانی اسلامی جایگزین بسیاری از اسامی و تبلیغات سطح شهر شود که چهره شهر را دچار ولنگاری فرهنگی کرده است. هنوز آدرس پیدا کردن در شهر سخت است، باید یکبار برای همیشه این موضوع حل شود.

 

هنوز ساخت و سازهای غیرقانونی و پیشروی های طمع کارانه وجود دارند باید با قاطعیت برخورد شود و حق عمومی را نباید پایمال کرد. باید تلاش کرد و از افراد متمول و ثروتمند که کم هم نیستند برای توسعه شهری جهت سرمایه گذاری استمداد طلبید و برای بیکارها ایجاد شغل کرد.
 

تعامل و قدرت همسو کردن منابع بسیار مهم است. رنگ نو دادن به شهر در ایام بخصوص ملی و مذهبی بطوری که امیدها در دلها زنده شود نه اینکه گویی آن روز هم روزی مانند روزهای دیگر بوده است!

 

افرادی که از رسانه ها گریزانند و پاسخگو نیستند اصلا صلاحیت خدمت ندارند و نباید مردم آنها را انتخاب کنند. رسانه ها باید حضور مستقیم و موثر در جلسات و برنامه ریزی های شهری داشته باشند. در واقع باید شورای شهر بدنبال رسانه ها بدود نه بالعکس!

 

نکته حایز اهمیت دیگر همنشینی و بهره جستن از اعضای سابق و اسبق شورای شهر است.

 

ببینید آنها چه خوب کار کرده باشند، چه کار خوب کرده باشند، چه فاجعه آفریده باشند و چه خدمت نکرده باشند؛ انسان هایی هستند که یا نسبت به سابقه و عملکرد خود متاسفند یا خرسند. در هر دو صورت می توان تجربیات آنها را مورد استفاده قرار داد.
انتخاب شورای شهر جوانِ با اخلاقِ متعهد، راه نجات شهر از این رکود و بی تحرکی است.

 

جوان های با حوصله و پرانرژی می توانند با خلاقیت های فردی و گروهی با استفاده از مشاوران و تیم های فکری در گعده ها مختلف مردمی مسابقه ای برای حرکت شهر بسوی آینده ای بهتر طراحی کنند.

 

مسابقه ای که در آن افراد منتخب خود را وقف خدمت کنند، روزانه، ماهانه و سالانه برنامه های خود را روشن بگویند، صادقانه بگویند که شهر چه بوده و چه شده است. کاری کنند که مردم احساس کنند و با رغبت از آنها حمایت کنند.
 

نکته پایانی این است که همشهریان و همولایتی های عزیز، گوگری خیلی خوبه اما گوگری سیاسی به این معنا که چون فلانی وابسته و آشنای ماست، پس باید به او رای داد و از او حمایت کرد، خسارت محض اجتماعی در پی دارد و در واقع ریختن دوا گری به حلقوم جامعه امیدوار است.

حمزه محمدی رکعت

 

, , ,
لینک کوتاه مطلب :

معرفی شهرستان