پایگاه اطلاع رسانی باغملک

کد خبر : 83025

این روزها جریان بسته، خسته و نشسته ای که چهار سال مدیریت دولت را بر عهده داشته به هر ابزاری متوسل می شود تا سیطره خود بر منابع قدرت را حفظ کند.

 
اسماعیل معنوی/ این روزها جریان بسته، خسته و نشسته ای که چهار سال مدیریت دولت را بر عهده داشته به هر ابزاری متوسل می شود تا سیطره خود بر منابع قدرت را حفظ کند.
 
جریانی که در این سال ها کمترین ارتباط را با مردم داشته و تا حدود زیادی از مدار دغدغه های اصلی مردم فاصله گرفته، پس از آنکه نتوانست در مناظره ی "زنده" با استدلال و منطق و حتی توهین و تخریب، کاندیداهای کارآمد و انقلابی را تحت تاثیر خود قرار دهد؛ حالا در برنامه های "ضبطی" اشک مظلومیت می ریزد!
 
به نظر حقیر حداقل باید در این مورد باید به اقای روحانی و جهانگیری حق داد چون اوضاع و احوال دولت سالخوردگان که گوسفندانش را به گرگ سپرد و همه همت خود را صرف جلب اعتماد شیطان بزرگ کرد، گریه کردن دارد! اما چرا اینقدر دیر!؟ چرا اکنون و بعد از چهارسال "خسارت محض" خاطر شریفتان برآشفته؟!
 
این "گریه های تکراری" که در انتخابات های قبلی نمونه های مختلفش توسط دوستان شما آزموده شده، توان جبران آن همه "بی دغدغه گی" را نخواهد داشت!
 
باید گریه می کردید وقتی سرمایه های عظیم مردم در ماجرای نافرجام برجام به یغما رفت!
 
باید گریه می کردید وقتی افتضاح حقوق های نجومی که نمایه ای از ثمره حکومت داری غربگرایان لیبرال مسلک است، برملا شد! 
 
باید گریه می کردید وقتی که کلیدتان تقلبی از آب درآمد و یک به یک درب کارخانه های ایرانی قفل زده شد!
 
باید گریه می کردید آن زمان که عزت پاستورت ایرانی و بلکه هویت ایرانی را لگدمال کردند و شما با لبخند در پی "اعتمادسازی" برای چند کشور خاص بودید!
 
باید گریه می کردید وقتی رکود به سفره کارگرهای ایرانی هجوم برد و کمر تولید و اشتغال خمید!
 
باید گریه می کردید وقتی ویلای عیاشی فلان وزیرتان به انبار کالاهای فرزند قاچاقچی اش تبدیل شد!
 
باید گریه می کردید وقتی چندین روز مردم خوزستان در شرایط انسان های اولیه زندگی کردند و شما ۲۹ روز بعد با جلال و جبروت بر فرش "قرمز" در فرودگاه اهواز پا نهادید!
 
باید گریه می کردید وقتی وزارت نفت را از محل شکوفایی مدیران جوان و پرتلاش به خانه سالمندان تبدیل کردید!
 
باید گریه می کردید وقتی پول معلمینی که به سختی مخارج یک ماه خود را تامین می کنند، بدست ابر دزدهای یقه سفید رشد یافته در دولت شما افتاد!
 
آری شما آن روز می بایست گریه می کردید اما "خندیدید" و بجای شما مردم گریه کردند. بجای شما "مسعود" 32ساله ای گریه کرد که با تعطیلی کارخانه ارج دیگر توان پرداخت اقساطش را ندارد!
 
بجای شما "علی" و "مینا" گریه کردند که پدرشان دانشمند هسته ای بود و بعد از بتون ریزی در قلب رآکتور ، خانه نشینش کردند!
 
بیست و نهم اردیبهشت روز بزرگی است که قرار است همه آن هایی که در این چهارسال بجای شما گریستند به این رویه پایان دهند تا شاهد "بی صداقتی باضافه اون" در منش و مسک مدیرانشان نباشند.
لینک کوتاه مطلب :

معرفی شهرستان