روستای کوچک در هاینو زیر آفتاب صبح می خوابد. یک بار یک نبرد بزرگ در Fontenoy در گرفت. هزاران سرباز در 11 مه 1745 در اینجا جان باختند. برخی از کلماتی که آنها در میدان نبرد رد و بدل کردند در طول سال ها زنده مانده است، اگرچه جنگی که آنها انجام دادند تا حد زیادی فراموش شده است. این روزها، این نیروهای صنعت به جای ستون های سرباز هستند که در میدان نبرد Fontenoy پیشروی می کنند. در دهه 1970 گسترش بزرگراه تورنی-لیل در سراسر آن ساخته شد. در سال 1992، یک پالایشگاه شکر موقعیت خود را به دست آورد، در حالی که یک راه آهن پرسرعت بخش بیشتری از سایت را از بین برد. سال بعد، گردان های معادن سنگ به طور پیوسته به جلو حرکت کردند و زخم های عمیقی در زمین بر جای گذاشتند. اکنون قرار است یک کورهسوزی عمومی وسیع در قلب میدان نبرد و گورهای دستهجمعی بیش از 1000 سرباز ساخته شود.
برای آلن تریپنو این یک تراژدی است. معلم تاریخ با زبان نرم در مدرسه ای در اطراف دور زندگی خود را وقف مطالعه نبرد فونتنوی کرده است و همراه با Le Tricorne، انجمن تاریخ نظامی که او به تأسیس آن کمک کرد، برای حفظ مکانی که در آن جنگیده شده مبارزه می کند. این نبرد یک لحظه کلیدی در جنگ جانشینی اتریش (1740-1748) بود، زمانی که فرانسه و پروس با بریتانیا و هلند بر سر اینکه چه کسی جانشین چارلز ششم اتریش شود، درگیر شدند. فرانسویها پیوسته به سمت مناطق پست پیشروی میکردند و تورنای را با 90000 سرباز به رهبری فرمانده نظامی درخشان مارشال موریس دو ساکس، زیر نظر پادشاه فرانسه، لویی پانزدهم، محاصره کردند. از آنجایی که تورنای تنها توسط گروه کوچکی از نیروهای هلندی دفاع می شد، ارتش متفقین (انگلیس، هانوفر، هلند و اتریش) به ریاست دوک 24 ساله کامبرلند، برای تسکین آن اعزام شد. د ساکس با شنیدن خبر پیشروی خود، فونتنوی را در 8 کیلومتری جنوب شرقی تورنای برای پاسخگویی به اتهامات خود انتخاب کرد.
من و تریپنو در یک صبح طوفانی اوت از میدان های جنگ بازدید می کنیم. او به مواضع فرانسویها اشاره میکند که چند روز قبل از نبرد با عجله ادعا میکردند، و به ابهامی که دو ساکس ساخت – که هنوز هم میتوان یکی از آنها را در زیر تودههای چمن در یک میدان غیرقابل توصیف مشخص کرد. در اوایل صبح 11 مه، نیروهای متفقین شروع به حمله به خطوط فرانسوی کردند، اما با شلیک تفنگ و توپ به عقب رانده شدند. پس از چند ساعت، دوک کامبرلند با مشاهده ضعف در موقعیت فرانسه، 15000 سرباز را در یک آرایش مربع سه طرفه (که از آن زمان به عنوان “ستون فونتنوی” شناخته می شود) به خط مقدم فرانسه فرستاد. در سایه کارخانه قند و در کنار قبرستانی کوچک، تکهای از علفهای هرز و گلهای وحشی است که دو لشکر رو در رو به هم میرسند. معروف است، افسر انگلیسی لرد هی به جلو تاخت و یک نان تست به فرانسوی ها پیشنهاد کرد. یک افسر فرانسوی پاسخ داد:Messieurs les Anglais، tirez les premiers! (برخی گزارشها حاکی از آن است که انگلیسیها ابتدا فرانسویها را به شلیک دعوت کردهاند).
همانطور که Tripnaux مرا به سمت مواضع مختلف ارتش میراند، نبرد برای من زنده میشود و میتوانم ببینم که نیروهای بریتانیا چه دستاوردهایی داشتهاند. هلندیها روی زمین پستی نشسته بودند و اصلاً نمیتوانستند کمکی بکنند، در حالی که فرانسویها موقعیت بسیار برتر خود را با ناتوانی در تأمین یک چهارراه خاص تضعیف کرده بودند – که هنوز هم وجود دارد. بریتانیایی ها با این باور که پیروزی نزدیک است، ادامه دادند.
اما مارشال دو ساکس یک ترفند در آستین خود داشت. بریگاد ایرلندی با حدود 4000 مرد در پنج هنگ، در نزدیکی جنگل باری، که تنها چند درخت در کنار بزرگراه باقی مانده است، پنهان شده بودند. اینها غازهای وحشی بودند که پس از معاهده لیمریک از ایرلند تبعید شدند. مزدوران برای پادشاهان کاتولیک آن روز، به ویژه برای پادشاه فرانسه جنگیدند. در حالی که لرد کلر در راس آنها بود، و فریاد جنگی “لیمریک را به خاطر بسپار!”، آنها به بریتانیا حمله کردند و جریان نبرد را تغییر دادند و پیروزی را برای فرانسوی ها به ارمغان آوردند. به نظر میرسد که سکوت صبح تابستان بازتاب سکوت زنگی است که به دنبال صدای کر کنندهای به گوش میرسد – صدای شلیک گلولهها، شلیک توپ، تاختن اسبها، مردانی که از شدت درد و رنج فریاد میزنند. حداقل 5000 سرباز در یک روز در این مزارع کوچک جان خود را از دست دادند.
تریپنو که اکنون به آنها خیره می شود، علف های قهوه ای پس از تابستان گرم، می گوید: «میدان جنگ فونتنوی قربانی نابینایی شده است. مردم نمی فهمند، نمی بینند که در منظره آثاری از تاریخ وجود دارد.» عکسهای هوایی صفوف گورهای دستهجمعی را در زمین نشان میدهند – قطعههای تاریک طولانی که در آنها زمین برداشته شده و اجساد در سه یا چهار عمق روی هم چیده شدهاند. هنگامی که لویی پانزدهم مزارع فونتنوی را بررسی کرد، در حالی که با وزن مجروحان ناله می کرد و در حال مرگ بود، گفت: «ببینید که یک پیروزی چقدر خون هزینه دارد. خون دشمنان ما هنوز خون مردان است. جلال واقعی نجات آن است.» در سال 1968، ارتش فرانسه بنای یادبودی را در کلیسایی دیگر، در شهر همسایه Vezon، با این نقل قول برپا کرد.
در حالی که شیب ها و گودال های زمین حکایت نبرد را دارند، داستان مردانی را نیز در خود جای داده اند که در آن جنگیده و کشته شده اند. Tripnaux دندانهایی را به من نشان میدهد که در مزرعهها پیدا شدهاند – که از آنها میتوان وضعیت دقیق سوءتغذیه سربازان را تشخیص داد. مشتی گلولههای گرد و سنگین از مزرعهها برداشته شده است. و تکههای کوچک چرم، پارچه و سگکها در قبر ۱۲ سرباز بریتانیایی که اخیراً کشف شده بود، پیدا شد. اجساد قبل از دفن از بدن خارج شدند. موادی که ما در دست داریم با نیروی آتش توپخانه که باعث مرگ آنها شد به بدن آنها رانده شده بود.
Tripnaux همچنین دکمه ای از لباس یک تفنگدار را به من نشان می دهد. فقط کمی زنگ زده است، می توانید صلیب و شعله های آتش حک شده روی آن را ببینید. بیش از 250 سال پیش، یک تفنگدار در حین دفاع از پادشاه فرانسه، آن را رها کرد یا پاره کرد. ناگهان نسیم پر از صداهایی به نظر می رسد که از گذشته با ما زمزمه می کند. Tripnaux می گوید: “من فکر می کنم این مکان بسیار احساسی است، مرکز نبرد.” «تیپ ایرلندی شب را اینجا گذراند. می توانید اجساد را تصور کنید که در اطراف پراکنده شده اند.»

تلاشهای او برای ثبت این مکان در فهرست شکست خورده است، و ساختمان کورهسوزی که به زودی آغاز میشود، او مایل است حداقل یک یادبود برای نبرد در اینجا نصب شود. او می گوید: «یادبودها لنگرهای زمان هستند، حتی اگر منظره در حال تغییر باشد.» این نقطه آرام واترلو نیست. هیچ بازسازی سالانه و هیچ موزه ای وجود ندارد. انبوهی از گردشگران هرگز به این شهر کوچک نرفته اند. هر سال فقط 30 یا 40 نفر برای جشن گرفتن سالگرد نبرد حاضر می شوند. تریپنو توضیح میدهد: «ناپلئون فداکاری بیشتری را القا میکند، و اگرچه این یک پیروزی بزرگ برای آنها بود، فرانسویها بیشتر به آنچه پس از انقلاب روی داد علاقهمند هستند.»
شکست سربازان بریتانیایی و هلندی باعث می شود که بعید باشد که آنها بخواهند این زمین های سبز را حفظ کنند. بنابراین این مکان ممکن است برای ایرلندی ها بیشترین معنی را داشته باشد. فونتنوی نماد قدرتمند ناسیونالیسم ایرلندی در قرن نوزدهم بود. در اشعار و ترانه ها جشن گرفته می شود. در فونتنوی توماس دیویس این خطوط آمده است:
“در Fontenoy، در Fontenoy، مانند عقاب در خورشید،
با ستونهای خونین جایگاه ایرلندی، میدان جنگ میشود و پیروز میشود.”
حتی یک خیابان Fontenoy در دوبلین وجود دارد – جایی که جیمز جویس زمانی در آن زندگی می کرد. 44. در مرکز دهکده بلژیکی، یک صلیب سلتیک کمک غازهای وحشی را در پیروزی فرانسه به یاد می آورد. در سال 1995، دفاتر پست ایرلند و بلژیک تمبر مشترکی با صلیب سلتیک و سربازان تیپ ایرلندی برای بزرگداشت 250 سالگرد نبرد منتشر کردند.
لوح دیگری که بر روی دیوارهای قبرستان آویزان شده و توسط یک آمریکایی ایرلندی-آمریکایی از سانفرانسیسکو اهدا شده است نیز به تیپ ایرلندی تقدیم شده است. اما مردم محلی نیز به خوبی از تاریخ شهر خود آگاه هستند. Tripnaux می گوید: «این یک نوع افتخار برای آنها است. تقریباً در هر پیچ روستا یک روزنه ای به گذشته وجود دارد: تغار جایی که کشیش محله محلی برای مجروحان آب جمع آوری می کرد. خیابان باریکی که هنگ دیده بان سیاه بریتانیا برای حمله به فرانسوی ها مخفیانه به آنجا رفت. مزرعه ای که در زمان جنگ در آنجا بود، آجری روی سنگ اصلی ساخته شده بود. در این کلیسا یک افسر فرانسوی در مقابل محراب دفن شده است و افسانه ها می گویند مجسمه های مریم و عیسی کلیسا توسط پادشاه فرانسه برای قدردانی به روستاییان اهدا شد. در سال 2000، Tripnaux قلب مارشال دو ساکس را از استراسبورگ برای بازدید کوتاه به کلیسا آورد. او با افتخار می گوید: «این تنها باری بود که او به فونتنوی بازگشت.
آبخوری محلی کافه د ایرلند نام دارد. وقتی برای نوشیدنی وارد میشویم، این واقعیت که من ایرلندی هستم باعث سر و صدا در میان مردان تنومندی میشود که چند آبجو نیمهصبح را به عقب برمیگردانند. با وجود همه اینها، قلب میدان جنگ در شرف ناپدید شدن است. Guy Demeulemeester، مدیر کل مقام محلی که Tournai و اطراف آن را اداره می کند، تایید می کند که آن را ترک خواهد کرد. او میگوید: «محل Fontenoy برای کورهسوزی انتخاب شده است و در سال 2004 ساخته میشود و یک هکتار زمین را اشغال میکند». ما به این پروژه برای کل منطقه نیاز داریم. او میگوید قبل از شروع هر کاری، باستانشناسانی برای حفاری گورهای دستهجمعی آورده میشوند.
آسایش کوچک برای تریپنو: او میگوید: «شاید یک کشف بزرگ در اینجا رخ دهد، و صحبت از کنار هم قرار دادن تمام بقایای آن در یک مقبره وجود دارد.» برنامه های او برای بزرگداشت 260مین سالگرد نبرد در سال 2005 ادامه خواهد یافت، و او با هنگ های بریتانیایی تماس گرفته است تا در مورد نصب لوحی برای سربازان آنها در شهر گفتگو کند. از جهاتی، تریپنو میدانست که این نبردی است که هرگز نمیتواند برنده شود. در حال حاضر هیچ تیپ ایرلندی برای نجات این روز وجود ندارد. نگرانی های مبرم صنعت و کشته شدگان اخیر باید پیش از صفوف سربازان کشته شده فونتنوی باشد.
این مقاله برای اولین بار در بولتن در سال 2004 منتشر شد.
عکس ها: نبرد فونتنوی 1745، ویکی پدیا کامانز
