دوره 10 ساله من در استخدام تمام وقت در بولتن زمان تغییرات بزرگی بود، هم از نظر مکان و نحوه کار ما و هم از نظر تعداد افراد شاغل در شرکت. وقتی به عضویت من درآمدم، دفاتر در طبقه اول یک خانه شهری وسیع در خیابان د مینیمز، درست در نزدیکی سابلون قرار داشتند، که به مراتب بهترین مکان بود. از آنجا به یک خانه شهری بلند در بالای خیابان لوئیز و سپس به محیط سرسبز خیابان مولیر حرکت کردیم (تصویر زیر). بلافاصله پس از رفتن من، بولتن دفاتر خود را یک بار دیگر به مکان های مدرن و جادارتر در انتهای Uccle Chaussée de Waterloo منتقل کرد.
ما چهار نفر بودیم که در اواخر دهه 70 به صورت تمام وقت در سرمقاله کار میکردیم – ویراستار آیسلین دولانتی، سردبیر فرعی کلیولند موفت، نویسنده کارمند بریجید گرومن و من. تعدادی از روزنامهنگاران مشارکتکننده چند ساعت در هفته به دفتر میآمدند تا روی داستانها و گزارشهای خبری لحظه آخری (یان گرتون) یا بخش اخبار جامعه مهاجران Parishscope (رز دویل، پت زنگر) کار کنند. این زمانها قبل از ایمیل، پیش فکس بود، بنابراین مشارکتکنندگان دیگر، از جمله تعداد زیادی از خبرنگاران خارجی مستقر در بروکسل، اغلب نسخههای خود را شخصاً تحویل میگرفتند یا از طریق پست یا تاکسی ارسال میکردند.

وظایف اصلی من در ابتدا گردآوری راهنمای رویدادها، فهرستهای تلویزیون و سینما، و بخش رخدادهایی بود که رویدادهایی را اعلام میکرد که توسط انجمنهای مختلف مهاجران در بلژیک سازماندهی شده بودند. ما روی ماشینهای تحریر دستی کار کردیم، برش و چسباندن (قیچی و چسب!) فهرستهایی که هنوز از انتشار هفته قبل معتبر هستند و آنها را از صدها بیانیه مطبوعاتی، برنامهها و سایر مطالبی که هر روز از طریق پست دریافت میشود، به روز میکنیم. فهرست فیلم ها شامل تماس تلفنی با سینماها یک به یک، یادداشت اطلاعات به صورت دستی یک روز قبل از روز چاپ بود. در مجموع کار فشرده و ضربالاجلهای محدود بود، اما کل فرآیند تولید در دهه 1980 با ظهور فکس و رایانه آسانتر شد.
سال های اول یک منحنی یادگیری پرشیب و تجربه غنی بود. من مدت زیادی در بلژیک نبوده بودم، بنابراین به معنای واقعی کلمه در همه چیز بلژیکی غوطه ور شدم – هنر و فرهنگ، فرهنگ عامه، تاریخ، سیاست، غذا، مد و سبک زندگی، و همچنین دلایل متعددی که توسط مجله حمایت می شود، از جمله حفاظت از محیط زیست، محیط زیست، جنبش فمینیستی و خیلی چیزهای دیگر.

من در طول مدتی که در بولتن بودم و پس از آن به عنوان یک مترجم آزاد برای کمک به ویرایش/تصحیح و کار با تیم وب سایت xPats.com یا به عنوان سردبیر مجله Newcomer که در کنار ویکی ونهام کار می کردم، دوستان مادام العمری پیدا کردم. کارکنان بولتن از سراسر جهان – بریتانیا، ایالات متحده، استرالیا و البته بلژیک و سایر کشورهای اروپایی آمده بودند.
اما همیشه یک نماینده قوی ایرلندی وجود داشت – مرحوم آیسلین دولانتی، بریجید گرومن، مری اسکات، کاتلین کاگنی، دی لاکهارت، سوزان کارول، و همچنین خودم. مهمانیهای بولتن و جشنهای سالگرد، مناسبتهای افسانهای بودند که در محیطهای نامتعارف یا معتبر برگزار میشدند. اما در مقیاس بسیار کوچکتر، ناهارهای اداری روز سنت پاتریک، که توسط کارکنان ایرلندی ترتیب داده شده بود، یا جشنهایی برای تولدها یا مناسبتهای خاص دیگر نیز خاطرهانگیز بودند.
گی کاوانا در سال 1988 بولتن را ترک کرد و با جان پالمر در دفتر گاردین در بروکسل و سپس به عنوان نویسنده پاره وقت در CREW، مرکز تحقیقات زنان اروپایی، کار کرد. او همچنین به عنوان مترجم آزاد، کپینویس و تصحیح کار کرد. در سال 2005، او به واحد ارتباطات گروه چپ (در آن زمان GUE/NGL) در پارلمان اروپا پیوست و در سال 2018 بازنشسته شد. گی اکنون در جنوب غربی فرانسه زندگی می کند.
