کلر تامسون، یک نیرومند روزنامه نگاری که در دهه 1990 بر صفحات بولتن تسلط داشت، در سن 58 سالگی در خانه خود در هارلسدن، شمال غرب لندن، دچار حمله قلبی مرگبار شد.
کلر در سال 1991 به بولتن پیوست، سالی که کتابش، انقلاب آواز: سفری سیاسی از طریق کشورهای بالتیک، منتشر شد. کلر، دختر یک پدر اسکاتلندی و یک مادر استونیایی، همیشه به میراث استونیایی خود و در واقع به اتحادیه اروپا به عنوان یک کل علاقه داشت. برای او، برگزیت یک اشتباه وحشتناک بود، یا، به احتمال زیاد، یک !*#&@! توپ به بالا
کلر در دههای که بهعنوان نویسنده در بولتن مشغول بود، درباره موضوعاتی از حیوانات خانگی تا پروزاک، صدفها تا موسیقی نوشت. او از علایق بیشماری خود استفاده کرد (او در کمبریج انگلیسی خواند، پیانیست با استعدادی بود، عاشق سفر و بیش از همه مردم بود) تا هزاران خواننده بولتن را روشن کند و سرگرم کند.
او استعداد بسیار زیادی در نوشتن در مورد مسائل اجتماعی سنگین داشت و تا روزها او را نمی دیدید در حالی که او به انتهای مقاله آن هفته در مورد مسائل بهداشتی، پناهجویان، حاشیه نشینان، زبان های در معرض خطر ناپدید شدن، بی خانمان ها می رسید.
از طرف دیگر، کلر دوست داشت داستانهای عجیب و غریب و شگفتانگیز را از گوشههای دوردست بلژیک کشف کند و در آن زمان افراد کمی از جمله بلژیکیها وجود داشتند که به اندازهای درباره مچلن یا مالمدی میدانستند. پوشش او از حماسه پاسپورت برای حیوانات خانگی و سگهای کریس پتن، کمیسر اروپایی، ویسکی و سودا، خوانندگان را برای ماهها درگیر خود نگه داشت. ستونهای منظم او شامل Parishscope، راهنمای ضروری برای همه چیزهای محلی در بروکسل، و Cheap Eats بود که به کتاب مقدس افرادی تبدیل شد که میخواستند یک وعده غذایی دو نفره با قیمتی مناسب داشته باشند. در این ستون بود که کلر آخرین همراه خود در شام را معرفی کرد، داستان عشق واقعی زندگی او، متیو دیویس، که به عنوان سردبیر تولید به بولتن پیوسته بود. آنها پس از نقل مکان به لندن در سال 1999 ازدواج کردند و صاحب دو دختر به نام های رزا و الا شدند که اکنون بیست و چند ساله هستند.
کلر این توانایی را داشت که هر اتاقی را در بولتن که وارد آن می شد روشن کند، و برای اهمیت دادن به مردم، نه فقط در بخش تحریریه، بلکه در سرتاسر انتشارات وقت صرف می کرد. او شیطنتهای بدی در مورد خود داشت و هرگز از گفتن نظرش در مورد یک موضوع یا تماس با کسی – از جمله سردبیر – نمیترسید. او بسیار فراگیر بود و اغلب گروه هایی را گرد هم می آورد که وجه مشترک آنها دوری از خانواده بود. شبهای زیادی در مسابقه آواز یوروویژن برگزار شد – با تشویق کلر برای استونی – و مهمانیهای موسیقی با حضور کلر با پیانو یا جمعآوری مردم برای دیدن کنسرتها و دعوت از آنها به آپارتمان کوچکش برای صرف شام.
زندگی کلر پس از بولتن حول محور متیو و دو دخترشان، عمدتاً در لندن، می چرخید. او پیوندهای خود را با استونی حفظ کرد و یکی از بازدیدکنندگان مکرر تالین شد. او از تهاجم پوتین به اوکراین انتقاد کرد و از کشورهای بالتیک محبوبش می ترسید. او فرماندار مدرسه بود، سالها زبان فرانسه و پیانو تدریس میکرد، در کلیسای محلیاش ارگ مینواخت و امیدوار بود که با مرگ نابهنگام خود به عنوان معلم مهدکودک مشغول به کار شود.
مراسم تشییع جنازه او در ساعت 11:45 صبح روز دوشنبه 17 جولای در کلیسای آل سولز، لندن NW10 4UJ برگزار خواهد شد.
