ج ase توسط پسری آورده شد که مادرش در سال 2012 به دلیل افسردگی مزمن تحت اتانازی قرار گرفت. این زن به پزشکان نشان داده بود که نمیخواهد فرزندانش از قصد او مطلع شوند. پسرش تنها پس از مرگ زن متوجه شد که چه اتفاقی افتاده است. او استدلال می کرد که مادرش نباید اتانازی می شد.
کمیسیون کنترل و ارزیابی فدرال اتانازی بلژیک حکم داد که این قانون به درستی اعمال شده است. پسر چندین شکایت دیگر را مطرح کرد که به بیرون ریخته شد.
در دادگاه حقوق بشر، او استدلال کرد که بلژیک با ناکامی در محافظت از جان مادرش و عدم تحقیق در مورد اتانازی به درستی در تعهدات خود کوتاهی کرده است.
دادگاه اروپا میگوید چارچوب قانونی بلژیک قبل از اتانازی خوب است و در این مورد اتانازی به درستی اجرا شده است، اما فقدان پادمانهای رویهای را پس از رویدادی که تضمین نمیکند ارزیابی به اندازه کافی مستقل است، شناسایی میکند.
دادگاه به حضور پروفسور ویم دیستلمنز در کمیسیون ارزیابی اشاره می کند که در اتانازی این زن نقش داشته است. این استاد را متهم به تأثیرگذاری در ارزیابی کمیسیون نمی کند. همچنین حکم داد که تحقیقات جنایی بلژیک بیش از حد طولانی به طول انجامید.
